امام ,زمان ,حضرت ,عسکری ,ولادت ,دوره ,امام زمان ,نرجس خاتون ,درآن هنگام ,عسکری علیه ,نیمه شعبان

احادیث امام زمان

:: احادیث امام زمان
امام ,زمان ,حضرت ,عسکری ,ولادت ,دوره ,امام زمان ,نرجس خاتون ,درآن هنگام ,عسکری علیه ,نیمه شعبان پیامبر اكرم (ص) فرمودند: مهدی از فرزندان من است، نامش نام من (محمد) و كنیه اش كنیه من (ابوالقاسم) می‌باشد، ‌در صورت و سیرت از همه كس به من شبیه تر است.

برای او غیبتی است كه در آن مردم دچار حیرت می‌گردند و بسیاری از دسته‌ها و گروههای مردم، گمراه میشوند، آنگاه مانند ستاره تابانی از پرده غیبت بدر آید و زمین را پر از عدل و داد كند آن چنان كه پر از ظلم و ستم شده باشد. (بحارالانوار/ ج 51، ص 17، ح 13،

به نقل از كمال الدین. ولادت امام زمان نام پدر ومادر امام زمان (عج) مقام ومنصب نقش انگشتری تاریخ ولادت اختلاف عقیده در تاریخ ولادت سال ولادت مدت عمر شریف امام زمان (عج) سال به امامت رسیدن وسن ایشان درآن هنگام چگونگی ولادت امام مهدی (عج) نام پدر ومادر امام زمان (ع): نام پدر این بزرگوار امام حسن عسکری (ع) پیشوای یازدهم ونام مادر گرامیشان نرجس خاتون (س) میباشدکه ایشان بنا برروایات یک شاهزاده رومی بودند ودرخواب با امام حسن عسکری (ع) آشنا شده ومسلمان میشوند . امام زمان تنها فرزند امام حسن عسکری (ع)میباشد (به زندگینامه امام حسن عسکری (ع) وهمسرشان نرجس خاتون (س) مراجعه شود) مقام ومنصب : ایشان معصوم چهاردهم و امام دوازدهم شیعیان هستند تاریخ ولادت : یک سال و یک ماه پس از ازدواج امام حسن عسکری (ع) و نرجس خاتون امام زمان به دنیا می آیند حضرت ولی عصر (ع) بنا بربیشترین روایت روز جمعه نیمه شعبان 255 هجری قمری متولد شده اند(3) جالب است بدانیم او پیش از آفتاب چشم به این جهان گشود، تا همیشه آفتاب را پشت سر قرار دهد شب این میلاد خجسته را «شب برات» ‌و «شب مبارک» و «شب رحمت» خوانند. شیخ صدوق درکمال الدین نقل میکند نرجس خاتون روزی مشاهده میکند که نوری وارد بدن اومیشود وبه امام حسن عسکری موضوع راگزارش میکند وامام اورا نوید به بارداری امام زمان میدهد ومیفرماید : پسری می آوری که نامش محمد است وپس از من ،جانشین من خواهد بود. نرجس ،عروس فاطمه ،شد مادر صاحب زمان درمهد نور ،مهدی ظهور آیینه حق شدعیان پس میلادش روزجمعه نیمه شعبان 255 هجری است چون پدرش وفات کرد او5 ساله بود ومشهوربین علماء نیزهمین تاریخ است وکسی در این جهت اعتراضی نکرده مگر کلینی در کافی وصدوق درکمال الدین و شیخ طوسی در الغیبه که این سه بزرگوار یک مرتبه سال 255 وباردیگر 256 نوشته انداما هرسه بیشتر سال 255 هجری راقبول دارندبرای ولادت ایشان تاریخهای دیگری هم ذکر شده علت اینکه درتاریخ تولد ایشان عده ای اختلاف دارند ممکن است به دلیل پنهان نگه داشتن تولد آن امام بوده باشد بنابر این اصل ولادت مهدی جزء مسلّمات تاریخ است و در این تاریخ بین علما و محدثان و علمای فریقین هیچگونه اختلافی نیست. شهید اول درکتاب دروس از امام جعفر صادق روایت کرده که آن حضرت فرموده اند : درشبی که قائم آل محمد (ع) متولد گردد هرمولودی متولد شود باایمان است واگردرزمین شرک متولد گردد ،خداوند به برکت وجود امام ،اورا به سرزمین ایمان منتقل خواهد کرد پس بنابرمبنای مشهور حضرت پس از شهادت جدگرامیش ،امام هادی (ع) حدود یکسال بعد ،متولد شده است یعنی حدود یکماه از حکومت مهتدی عباسی گذشته ،زیرا مهتدی یک شب به آخرماه رجب مانده به حکومت رسید وتولد امام (ع) نیمه شعبان است مدت عمر شریف امام زمان (ع): از سال 255 تا کنون سال به امامت رسیدن وسن ایشان درآن هنگام : سال به امامت رسیدن 260 هجری وسن شریفشان درآن هنگام 5 سال است دوران زندگی 1 ـ از تولد تا غیبت: حضرت مهدی(عج) پس از تولد حدود پنج سال تحت سرپرستی پدر بزرگوارشان امام عسکری علیه السلام به صورت نیمه مخفی زندگی کردند. یکی از کارهای بسیار مهمی که حضرت امام حسن عسکری علیه السلام در این دوره انجام دادند این بود که امام مهدی(عج) را به بزرگان شیعه معرفی کردند تا در آینده در مسئله امامت دچار اختلاف نشوند. 2 ـ غیبت صغری: پس از شهادت حضرت امام حسن عسکری علیه السلام در سال 260 ق دوره غیبت صغری آغاز شد و تا سال 329 ق ادامه پیدا کرد. در این دوره حضرت مهدی(عج) از طریق چهار نائب به ادامه امور مردم می پرداختند. 3 ـ دوره غیبت کبری: این دوران از سال 329 ق شروع شد و تا زمانی که خداوند مصلحت بدانند ادامه خواهد داشت در این دوره پاسخ به پرسش ها و احکام مردم بر عهده نایبان عام آن حضرت است و حضرت نایب خاصی برای این دوره معرفی نکرده اند. 4 ـ دوره حکومت: پس از ظهور، امام زمان(عج) بر اساس احکام اسلام حکومت واحد جهانی تشکیل خواهند داد که در سایه آن سرتاسر عالم پر از عدل و داد خواهد شد. تاریخ و سبب شهادت : امام زمان(عج) هم اکنون زنده است و به خواست خداى متعال تا زمانى که قیام کند و جهان را از عدالت بهره‏مند سازد، زنده‏خواهد بود. سپس چند سال حاکم على‏الاطلاق روى زمین خواهد گردید که مدت آن، در روایات، به طور مختلف، هفت، هشت، نه، ده و نوزده سال تعیین شده است که هر سال آن برابر با ده سال فعلىِ ما است. بنابراین اگر حکومتش هفت سال باشد، برابر با هفتاد سال ما خواهد بود. پس از شهادت آن حضرت، به مدت چهل روز هرج و مرج وفتنه و فساد درجهان حاکم مى‏گردد و سپس عمر این جهان به پایان مى‏رسد و عالم قیامت آغاز مى‏گردد

منبع اصلی مطلب : مذهبی
برچسب ها : امام ,زمان ,حضرت ,عسکری ,ولادت ,دوره ,امام زمان ,نرجس خاتون ,درآن هنگام ,عسکری علیه ,نیمه شعبان
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : احادیث امام زمان


مطالعه ,دانش­ ,زمان ,گردد ,نکات ,یادگیری ,دانش­ آموز ,تدریس معلم ,داشته باشید ,هنگام مطالعه ,منبع نوری ,توجه داشته باشید

روش های مطالعه

:: روش های مطالعه
مطالعه ,دانش­ ,زمان ,گردد ,نکات ,یادگیری ,دانش­ آموز ,تدریس معلم ,داشته باشید ,هنگام مطالعه ,منبع نوری ,توجه داشته باشید 

 

 

 

 

پیش­ خوانی و پس­ خوانی:

این بدین منظور است که دانش­ آموز تا جایی که ممکن است همیشه یک درس از معلم جلوتر باشد تا آمادگی ذهنی برای فراگیری درس­ های جدید ایجاد گردد. این پیش­ خوانی آمادگی پیش از تدریس معلم را در دانش­ آموز ایجاد می­ کند. این که دانش­ آموز بداند قرار است در مورد چه مبحثی و با چه موضوعی در کلاس بحث شود، در پذیرش و فهم مطالب جدید نسبت به دانش­ آموزی که بدون آمادگی قبلی در کلاس حاضر شده است، به طور واضحی تأثیرگذار خواهد بود. بعد از فراگیری هر درس و بعد از تدریس معلم در کلاس، بار دیگر آن درس جدید را مطالعه کند. زیرا یادگیری که در حین تدریس معلم در کلاس ایجاد می­ گردد بخشی مهم از یادگیری دانش­ آموز بوده و اگر این عادت در دانش­ آموز ایجاد گردد که پس از تدریس درس جدید در کلاس، در همان روز مطالب را مرور کند و سعی در درک نکات مهم آن درس داشته باشد، این یادگیری به صورت عمقی تلقی شده و معمولاً دانش­ آموز نه تنها مطالب و نکات ریز را فراموش نمی­ کند بلکه با یک مرور در زمانی کوتاه تر، از آموخته­ های خود مطمئن­ تر خواهد بود و نگرانی­ های ناشی از فراموشی یا به طور اصلی­ تر عدم یادگیری درس­ ها را نداشته و این مشکلات به طور تدریجی از روند تحصیلی او حذف خواهد شد.

پرسش از خود و طرح سوال:

دانش ­آموز باید سعی کند خود طراح سوال باشد و از خود به طور مداوم سوال نماید. این روش باعث می­ گردد که دانش­ آموز بداند کدام قسمت­ های درس دارای نکات کلیدی و اصلی بوده و ساختمان اصلی درس بر آن بنا شده است. مسلماً این نکات مهم مورد نظر طراحان سوال بوده و یادگیری درس نیز به همین بخش­ ها مرتبط خواهد بود.

نکات مهم را ببیند و زیر آن خط بکشید:

ذکر شده است که گرچه این روش مؤثر است اما نباید این خط کشیدن­ ها ممتد و طولانی گردد و بهتر است بیش از 10% مطالب درسی را شامل نگردد. زیرا خط کشیدن بیش از اندازه، باعث شلوغی صفحۀ مطالعه شده و گاه به جای پررنگ نمودن مطالب مهم، نتیجه برعکس گردیده و موجب حواس­ پرتی و عدم تمرکز دانش­ آموز می­ شود.

مطالب مهم را تکرار کنید:

البته حفظ کردن به معنای حفظ کردن به جای درک و فهم صحیح مطالب نیست. بلکه بدین معناست که در بسیاری از دروس حفظ کردن برای فهم و ادامه روند یادگیری ضروری است. به عنوان مثال در درس زبان انگلیسی، حفظ کردن و به خاطرسپاری لغات هر درس و واژگان جدید بسیار مهم است. این روند به فهم درس و درک مطلب­ های پیچیده کمک نموده و در واقع یک راه­ حل راهبردی برای یادگیری این درس است. این مثال در مورد لغات و نکات مهم عربی و یادگیری و حفظ برخی فرمول­ ها و بسیاری از دیگر موارد نیز صادق است.

نکات مهم مطالعه:

بیش از آنکه شروع به مطالعه نمایید باید توجه داشته باشید که با لحاظ کردن برخی از نکات به ظاهر ساده اما در واقع بسیار تأثیرگذار، هم کیفیت مطالعه خود را افزایش دهید و هم بتوانید کم کم ساعات مطالعۀ خود را افزایش دهید.

هوا و نور: نسبت به تهویۀ مناسب اتاق دقت کافی داشته باشید. تنفس در اتاق در بسته که به اندازۀ کفایت و با کیفیت مناسب وجود ندارد مطمئنا درست نخواهد بود. کمبود و یا عدم وجود مقدار استاندارد هر یک از این عوامل کلیدی، ضمن ایجاد خستگی زودرس، گاهاً منجر به ایجاد بیماری، ضعف بدن و نیز چشم­ ها خواهد شد و در نهایت باعث می­ گردد که به بازدهی مناسب مطالعه دست پیدا نکنیم. تنفس نامنظم باعث کاهش اکسیژن خون و ایحاد حالت خواب­ آلودگی می­ شود و در نتیجه از آمادگی ذهنی برای مطالعه می­ کاهد.

جهت تابش نور: هنگام نگارش جهت تابش نور با از سمت چپ، بالا و با زاویۀ تقریبی 45 درجه به کتاب باشد. تابش مستقیم نور مطالعه به چشمان موجب خستگی و ضعیفی چشمان می­ گردد. بنابراین در صورتی که در اتاق مطالعه خود به طور مداوم و بعد از گذشت زمان کوتاهی از شروع مطالعه احساس خستگی نمودید حتماً نسبت به تنظیم شرایط محل مطالعه و نیز تغذیۀ مناسب توجه داشته باشید. فاصله مناسب چشم­ ها تا کاغذ یا کتاب 30 سانتیمتر است و چشم سالم از این فاصله قادر به تشخیص کلمات می­ باشد. در غیر این صورت باید به چشم­ پژشک مراجعه کرد. نور لامپ­ های مهتابی به علت داشتن نوسان چندان مناسب نیست و بهتر است به جای استفاده از یک منبع نوری از چند منبع نوری استفاده شود. فراهم کردن نور کافی از مهمترین نکات در حین مطالعه بوده که در هنگام شب از اهمیت بالاتری برخوردار است. البته توصیه می­ گردد در صورتی که پنجرۀ اتاق شما در روز نور کافی را تأمین می­ کند، استفاده از نور طبیعی به جای نور مصنوعی از ارجحیت بیشتری برخوردار است.

استراحت بین مطالعه: برای هر ساعت مطالعه 10 الی 15 دقیقه استراحت مفید لازم است. این استراحت برای مغز و چشم­ها لازم است. البته توجه نمایید در زمان استراحت 15 دقیقه­ ای، سرگرمی با گوشی­ های موبایل و بازی­ های کامپیوتری و مانند آن، استراحت محسوب نشده و موجب خستگی بیشتر و عدم اختصاص زمان لازم به چشمان برای استراحت و بازیابی توان مجدد می­ گردد. در مورد وضعیت نشستن در زمان مطالعه باید دقت داشت که مطالعه در حال دراز کشیدن چندان مناسب نبوده و ستون فقرات باید در وضعیت راست قرار گیرد.

راه رفتن هنگام مطالعه: حرکت در حین مطالعه، به دلیل تکان خوردن و تغییر دائمی فاصلۀ چشم­ ها تا کتاب باعث خستگی و ضعف چشم­ ها می­ شود. اگر چه برخی از دانش­ آموزان، به راه رفتن و حرکت در حین مطالعه عادت نموده­ اند اما باید توجه نمود که راه رفتن بیش از اندازه به دنبال خستگی عمومی بدن ممکن است زمان مطالعۀ شما را کوتاه تر نماید.

نظم در تعیین زمان ­های مطالعه و برنامه ­ریزی به این منظور: این مطلب شاید چندان برای بسیاری از دانش­ آموزان مطرح و مهم نباشد. اما تنظیم ساعات برنامه­ ریزی در اوقات خاصی از روز یا مدت زمان اختصاصی برای مطالعه، بسیار مهم است. زیرا این موضوع می­ تواند با تنظیم ساعات بیولوژیک دقیق بدن همراه شده و نتیجه بهتری را بدست دهد.

مطالعه بعد از صرف غذا: مطمئناً همگی احساس خواب آلودگی بعد از خوردن غذا به خصوص در ساعات نیمۀ روز را تجربه نموده­ اید. این به دلیل هجوم جریان خون به سمت معده بعد از غذا و کاهش آن در مغز است که ایجاد خواب آلودگی می­ کند. بهتر است استراحت مورد نیاز خود را به ساعات بعد از غذا منتقل نموده تا شروع زمان مطالعۀ ساعات بعد از ظهر همراه با آمادگی کامل بدن و عدم خستگی ذهنی شما باشد.

آرامش ذهن و تمرکز: در هنگام مطالعه اضطراب و ناراحتی باعث از بین رفتن تمرکز حواس می­ گردد و حافظۀ فرد را در مقایسه با سایرین به طور معنی داری کاهش می­ دهد. بنابراین در صورتی که دچار این حالت و اضطراب ناشی از هر گونه مشکل یا مسئلۀ خاصی هستید، برای دقایقی خواندن و مطالعه را رها نمایید. اول بر مسئله پیش آمده متمرکز شوید و به این فکر کنید که این مسئله تا چه اندازه مهم است، چه راه­ حل­ هایی دارد. آن­ها را یادداشت کنید تا ذهن شما از درگیری بیش­ از اندازه با آن مسئله رهایی یابد و احیاناً اگر به راه حلی دست نیافتید لازم است به این موضوع متمرکز شوید که توکل به خدا راه حل تمامی مشکلات بوده و توکل به او شما را از هرگونه ناراحتی رهایی می­ بخشد و آرامش قلبی را برای شما به ارمغان خواهد آورد. حتی خواندن نماز بیشتر توصیه می­ شود. با این تجدید قوا و آرامش ذهنی، مجدداً مطالعه را آغاز نمایید و بدانید که در مسیر زندگی این آدم­ های سخت هستند که می­ مانند نه روزهای سخت.

ورزش: اختصاص زمان زیاد به مطالعه و افزایش زمان نشستن­ های طولانی خود عاملی است که کیفیت مطالعه را کاهش می­ دهد. برنامه­ ریزی کنید از سلامت بدن خود غفلت نکنید. کیفیت و کارایی مطالعه بستگی به سلامت بدن، آمادگی ذهن و عدم حواس پرتی و قوای جسمی دارد. با انجام حرکات ورزشی روزانه در صبحگاه، حتماً این نیاز اساسی سلامتی خود را مد نظر قرار دهید.

منبع اصلی مطلب : مذهبی
برچسب ها : مطالعه ,دانش­ ,زمان ,گردد ,نکات ,یادگیری ,دانش­ آموز ,تدریس معلم ,داشته باشید ,هنگام مطالعه ,منبع نوری ,توجه داشته باشید
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : روش های مطالعه


نکنید ,سوالات ,سوال ,ریاضی ,گزینه ,اطمینان ,داشته باشید ,اطمینان داشته ,مشخص کرده ,شروع کنید ,اطمینان داشته باشید

20نکته برای قبولی درمدارس نمونه وتیز هوشان

:: 20نکته برای قبولی درمدارس نمونه وتیز هوشان
نکنید ,سوالات ,سوال ,ریاضی ,گزینه ,اطمینان ,داشته باشید ,اطمینان داشته ,مشخص کرده ,شروع کنید ,اطمینان داشته باشید

 

1)     در هفته آخر تست جدیدی تمرین نکنید و روز قبل از آزمون هم دیگر مطالعه نکنید.

2)  چند روز آخر را بیشتر به درس های غیر از ریاضی اختصاص دهید. (حفظی هایی که تازه خوانده ایددر آزمون زود تر به یادتان می آید. )

3)  ممکن است در آزمون ترتیب سوالات تغییر کند پس به ترتیب سوال جلو بروید غیر ازریاضی که باید آخرین درس باشد (اگر با ریاضی شروع کنید,ریاضی ذهن شما را قربانی می کندبا ذهن خسته سراغ بقیه درس ها می روید واحتمال خطا بالا می رود)

4)   سعی کنید زمان سایر درس ها را برای ریاضی ذخیره کنید .

5)  سوالاتی را که مطمئن هستید بزنید آنهایی را که شک دارید با * (ستاره) و آنهایی را که بلد نیستیدبا ∆ مشخص کنید و رد شوید . حالا در آخر اگر زمانداشتید سوالاتی را که با* مشخص کرده اید دوباره بخوانید وآنهایی را که با ∆ مشخص کرده اید اصلا فراموش کنید.

6)  اصلا شانسی نزنید اگرهم بین 2 تا گزینه گیر کردید بهتر است آن را نزنید چرا که نمره ی منفی بد جور ممکن است به ضرر شما باشد.

7)     سعی کنید جواب سوالات را با اطمینان بزنید و گزینه ها را طوری پر کنید که عدد داخل آن دیده نشود.

8)  از پاک کردن گزینه ها پرهیز کنید و اگر مجبور شدید گزینه ای را پاک کنید طوری باشد که کاملا پاک شودضمنا مواظب برگه پاسخ نامه هم باشید تا پاره نشود.

9)    پاسخ نامه تان را تا نزنید و یا کثیف نکنید.

10)  از هیچ سوالی نخوانده رد نشوید. هر 10 سوال یک بارشماره ی تست ها را با شماره پاسخنامه مطابقت دهید.

11)  از حاشیه ی دفترچه ی سوال برای چرک نویس و محاسبه استفاده کنید.

12)  صورت سوال را با دقت بخوانید ( تا آخر) در جواب دادن عجله نکنید و به فعل های آخر جمله دقت نمایید.

13)  مواظب باشید در دام سوالات دام دار نیفتید.

14) وسایل ضروری شامل : کارت داوطلبی + سنجاق + مداد مشکی معمولی 2عدد + پاک کن و تراش + شکلات + بطری آب +دستمال + ساعت و شناسنامه را همراه خود ببرید و وسایل ممنوعه مثل موبایل ، جزوه و... را به جلسه نبرید.

15)  هنگام پاسخ دادن به سوالات وقت خود را صرف سوالات وقت گیر نکنید.

16) ممکن است چند سوال اول مشکل باشد اصلا ایرادی ندارد ,خود را نبازید و به اطلاعات خود اطمینان داشته باشید اگر این سوالات برای شما مشکل است مطمئن باشید برای دیگران نیز دشوار است.

17) بعضی افراد جواب رادردفترچه علامت زده ودرپایان به پاسخنامه منتقل می کنند. ممکن است وقت تمام شده و ....... پس هرگز این کار را نکنید.

18)  هنگام ورود به جلسه مطمئن شوید صندلی و پاسخنامه مختص شماست

19)  برای شروع چند نفس عمیق بکشید.

20)  جلسه را با نام خدا شروع کنید و به توانایی خود و کمک خداوند اطمینان داشته باشید

آرزومندموفقیت شما

منبع اصلی مطلب : مذهبی
برچسب ها : نکنید ,سوالات ,سوال ,ریاضی ,گزینه ,اطمینان ,داشته باشید ,اطمینان داشته ,مشخص کرده ,شروع کنید ,اطمینان داشته باشید
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : 20نکته برای قبولی درمدارس نمونه وتیز هوشان


حضرت ,معصومه ,اللّه ,امام ,الله ,شمار ,حضرت معصومه ,پرورش يافت ,فضايل اخلاقي ,الله عليها ,سلام الله

شهادت حضرت معصومه (س)را تسلیت عرض می کنم

:: شهادت حضرت معصومه (س)را تسلیت عرض می کنم
حضرت ,معصومه ,اللّه ,امام ,الله ,شمار ,حضرت معصومه ,پرورش يافت ,فضايل اخلاقي ,الله عليها ,سلام اللهزيارت حضرت معصومه(س) در قم

ايتي از خداست معصومه
لطف بي انتهاست معصومه
جلوه اي از جمال قرآن
چهره اي حق نماست معصومه
عطر باغ محمدي دارد
زاده مصطفي است معصومه
پرتوي از تلألو زهرا
گوهري پربهاست معصومه

حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها درخانه ي عصمت و طهارت چشم به جهان گشود، مادرش نجمه سلام الله عليها و پدرش امام هفتم، حضرت امام موسي کاظم عليه السلام و برادرش امام رضا عليه السلام بود. ايشان از جمله بانوان گرانقدر و والا مقام جهان تشيع است و مقام علمي بلندي دارد.

حضرت معصومه (س) در خانداني كه سرچشمه علم و تقوا و فضايل اخلاقي بود، پرورش يافت. اين بانوي بزرگوار، از همان آغاز، در محيطي پرورش يافت که پدر و مادر و فرزندان، همه به فضايل اخلاقي آراسته بودند. عبادت و زهد، پارسايي و تقوا، راستگويي و بردباري، استقامت در برابر ناملايمات، بخشندگي و پاکدامني و نيز ياد خدا، از صفات برجسته اين خاندان پاک سيرت و نيکو سرشت به شمار مي رفت. پدران اين خاندان، همه برگزيدگان و پيشوايان هدايت، گوهرهاي تابناک امامت و سکان داران کشتي انسانيت بودند.

پس از آنكه پدر بزرگوار آن بانوي گرامي به شهادت رسيد، فرزند ارجمند آن امام، يعني حضرت رضا (ع) عهده دار امر تعليم و تربيت خواهران و برادران خود شد و در اثر توجهات زياد آن حضرت، هر يك از فرزندان امام كاظم (ع) به مقامي والا دست يافتند و زبانزد همگان گشتند.

لقب کريمه اهل بيت، در خصوص آن حضرت حکايت از شأن و مربته وي نزد پروردگار دارد و خداوند متعال ايشان را به جهت بندگي خالصانه، زندگي با برکتي عنايت نمود که در حال حيات و ممات منشأ کرامات و عنايات خاص گردد.

يکي از بزرگ ترين فضيلت هاي حضرت معصومه عليهاالسلام ، انتساب ايشان به خانه وحي و امامت است. در زيارت نامه آن حضرت آمده است که او دختر رسول اللّه صلي الله عليه و آله ، دختر ولي اللّه ، خواهر ولي اللّه و عمّه ولي اللّه است. اين امر خود سرچشمه ديگر فضيلت ها و کمالات معنوي آن بزرگوار به شمار مي آيد. همچنين زندگي در کنار امامان معصوم و بهره بردن از تعاليم آن رهبران سعادت، عامل اساسي تکامل روح و والايي علمي و عملي آن حضرت بوده است.

شهر قم که تربت پاکش گوهر گرانقدري را در دل خود جاي داده و درخشندگي آن چشم همگان را مجذوب پاکي و قداست خويش نموده در طي قرون متمادي، حبل المتين انديشمندان ديني، عالمان و وارثان ائمه اطهار(ع) به شمار مي آيد.

 زيارت حضرت معصومه(س) در قم

التماس دعا

منبع اصلی مطلب : مذهبی
برچسب ها : حضرت ,معصومه ,اللّه ,امام ,الله ,شمار ,حضرت معصومه ,پرورش يافت ,فضايل اخلاقي ,الله عليها ,سلام الله
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : شهادت حضرت معصومه (س)را تسلیت عرض می کنم


استاد ,نکند ,دانش ,معلم ,کلاس ,علیه ,دانش آموز ,برای یادگیری ,دانش آموزی ,احترام بگذارد ,برابر معلم ,آموز نمونه کیست؟

دانش آموز نمونه کیست؟

:: دانش آموز نمونه کیست؟
استاد ,نکند ,دانش ,معلم ,کلاس ,علیه ,دانش آموز ,برای یادگیری ,دانش آموزی ,احترام بگذارد ,برابر معلم ,آموز نمونه کیست؟

دانش آموز نمونه کیست؟

دانش آموز نمونه کسی است که با دقت مطالب را یاد بگیرد و حرمت معلّم را حفظ کند و نکات زیر را که در احادیث به آن ها اشاره شده، رعایت کند.

شخصی نزد رسول خدا صلی الله علیه وآله آمد و عرض کرد: علم چه حقی دارد؟ ما حقّ العلم؟ آن حضرت فرمود:

1- سکوت و توجه داشتن: ألانصات له.

2- خوب به درس گوش کند: ألاستماع له2.

3- دانش را خوب به دل بسپارد و کاملاً آن را فرا بگیرد: الحفظ له.

4- به علمی که آموخت، عمل کند: العمل به.

5- علمی را که آموخته به دیگران هم بیاموزد: نشره1.

6- استاد را تکریم و احترام نماید. امام سجاد علیهالسلام فرمود: التعظیم له.

-7 حرمت کلاس درس را نگه دارد: و التوفیر لمجلسه.

8- در کلاس رو به استاد بنشیند و خوب گوش دهد: حسن الاستماع إلیه و الإقبال علیه.

9- صدایش را از صدای استاد بلندتر نکند و داد نزند: لاترفع علیه صوتک.

10- در سخن گفتن بر استاد پیشی نگیرد: لاتجیب احداً یسئله عن شئ.

-11  در کلاس با کسی حرف نزند: و لاتحدث فی مجلسه أحداً.

12 - نزد استاد از کسی بدگویی نکند: ولاتغتاب عنده احداً .

13- اگر کسی از استاد بدگویی کرد، از استاد دفاع کند: و أن تدفع عنه إذا ذکر عندک بسوء.

14- ایرادها و اشکالهای معلم را بپوشاند: و تستر عیوبه (آبروداری کند).

15- صفات خوب معلم را برای دیگران بیان کند: و تظهر مناقبه.

16- با دشمنان معلم دوست نشود و با دوستانش دشمنی نکند: و لاتجالس له عدوّاً ... .

17- در حضور معلم با کسی در گوشی حرف نزند(پچپچ نکند): ولا تسار فی مجلسه.

18- در برابر معلم و استاد کاملاً کوچک و متواضع باشد.

19- در برابر معلم با دست به کسی اشاره نکند: و لاتشیر عنده بیدک2.

20- بر خلاف نظر استاد از کسی مطلبی نقل نکند.

21- اگر کلاس طولانی شد، اظهار خستگی نکند.

22- خدمتگزار استاد باشد: إذا رایت عالماً فکن له خادماً.

23- به علم و کتاب درس احترام بگذارد: من وقر عالماً فقد وقر ربّه3.

24- دانش و معلومات خود را زیاد نداند: و لایستکثر ما علم4.

25- درس ها را زیاد تکرار کند تا از یاد نبرد: لافقه لمن لا یدیم الدرس5.

26- برای یادگیری وقت کافی بگذارد. حضرت خضر به حضرت موسی علیه السلام فرمود: تفرغ للعلم إن کنت تریده فإنّما العلم لمن تفرغ له6؛ اگر طالب علم هستی برای یادگیری آن وقت بگذار.

27- از کتابها حفاظت کند و به کتاب احترام بگذارد.

28- در کلاس درس با وضو و طهارت باشد.

29- قصدش از یادگیری عالم شدن و خدمت کردن باشد و نه شغلی دست و پا کردن.

30- و بالاخره انگیزه او برای آموختن، ارزش علم باشد و نه مدرک و فخر و مباهات کردن. اگر دانش آموزی امتیازات فوق را کسب کرد، او دانش آموزی موفق و نمونه است که آینده ای روشن در پیش روی او است.

 

منبع اصلی مطلب : مذهبی
برچسب ها : استاد ,نکند ,دانش ,معلم ,کلاس ,علیه ,دانش آموز ,برای یادگیری ,دانش آموزی ,احترام بگذارد ,برابر معلم ,آموز نمونه کیست؟
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : دانش آموز نمونه کیست؟


مبالغه ,بعضی ,ومبالغه ,اغراق ,واغراق ,مبالغه واغراق ,اغراق ومبالغه ,واغراق وغلو

فارسی ششم-مبالغه

:: فارسی ششم-مبالغه
مبالغه ,بعضی ,ومبالغه ,اغراق ,واغراق ,مبالغه واغراق ,اغراق ومبالغه ,واغراق وغلو

مبالغه واغراق وغلو

مبالغه واغراق آن است که در صفت کردن وستایش ونکوهش کسی یاچیزی افراط وزیاده روی کنند،چندانکه از حدّعادت معمول بگذرد وبرای شنونده شگفت انگیز باشد.

هرگاه اغراق ومبالغه را به درجه ای رسانده باشند که در عقل وعادت،ممکن وباورکردنی نباشد،آن را« غلو »می گویند.

اغراق در لغت به معنی سخت کشیدن کمان است.اغراق ومبالغه درجاتی دارد که بعضی به عقل وعادت نزدیکتر وبعضی دورتر است.مثال:

شود کوه آهن چودریای آب                          اگر بشنود نام افراسیاب

ز سمّ ستوران درآن پهن دشت               زمین شد شش  و آسمان گشت هشت

که من از گشاد کمان روز کین              بدوزم همی آسمان بر زمین

(فردوسی)

گر برگ گل سرخ کنی پیرهنش را            از نازکی آزار رساند بدنش را

                                                                    (طرب اصفهانی)

سعدی به طور نقد ادبی وتعریض گونه ای گفته است:

چه حاجت که نه کرسی آسمان                  نهی زیر پای قزل ارسلان

مگر پای عزّت برافلاک نه                  بگو روی اخلاص بر خاک نه

حافظ گوید :

هر شبنمی در این ره صد بحر آتشین است    دردا که این معما شرح وبیان ندارد

نمونه ی دیگر ازسعدی:

بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران      كز سنگ ناله خیزد وقت وداع یاران

دوچشم مست میگونت ببرد آرام هشیاران    دوخواب آلوده بربودندعقل از دست یاران

 در فرهنگ اصطلاحات ادبی این صنعت این گونه تعریف شده است :

مبالغه اقسامی دارد؛ بعضی مقبول است وبعضی مردود، مبالغه مقبول از محسنات بدیعی است.مبالغه منحصر است در سه قسم تبلیغ،اغراق ،غلو

مبالغه ی مردود آن است که در بعضی اوصاف مدح وهجا وغیر آن چندان غلو کنند که ترک ادب شرعی کند

وچنانکه خاقان سروده است:

یوسف نجّار کیست نوح درود گر که بود      تازهنر دم زنندبر دراسکان او

نوح نه بس علم داشت گرپدر من بدی       قنطره بستی به علم برسرطوفان او

بعضی ها بین مبالغه واغراق وغلو فرق می گذارند ومبالغه راادعای وصف چیزی می دانند که این ادّعا عقلاً وعادتاً ممکن باشد:

به دندان رخنه در پولاد کردن       به ناخن راه در خارا بریدن

بسی برجامی آسان تر نماید     زیارمنّت دونان کشیدن

منبع اصلی مطلب : مذهبی
برچسب ها : مبالغه ,بعضی ,ومبالغه ,اغراق ,واغراق ,مبالغه واغراق ,اغراق ومبالغه ,واغراق وغلو
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : فارسی ششم-مبالغه


مثال ,کلمه ,گویند ,مفرد ,جمله ,معنی ,گویند مثال ,کلمه هایی ,انجام گرفتن ,مثال دانش ,ضمیر شخصی

دستور فارسی

:: دستور فارسی
مثال ,کلمه ,گویند ,مفرد ,جمله ,معنی ,گویند مثال ,کلمه هایی ,انجام گرفتن ,مثال دانش ,ضمیر شخصیجمله: یک یا چند کلمه است که در کنار هم معنی کاملی را برسانند.

       مثال: ما ایران را دوست داریم.

جمله ی خبری: جمله ای است که خبری را بیان می کند،در اخر ان نقطه میگذاریم.

      مثال: انسان عاقل اسراف نمی کند.

جمله ی پرسشی: جمله ای است که برای پرسش به کار می رود،در اخر ان علامت پرسش (؟)میگذاریم.

     مثال: انسان عاقل چه میکند؟

    با کلمه های چه،کدام،چگونه،آیا،چرا و چند می توان جمله ی پرسشی ساخت.

  فعل: جزء اصلی جمله است و انجام گرفتن کاری یا روی دادن حالتی را نشان می دهد.

     مثال: احمد مدادش را تراشید.                            مثال: مرجان خیلی تشنه است.

    بعضی از فعل ها از یک کلمه تشکیل شده اند و برخی دیگر از چند کلمه تشکیل شده اند.

فاعل:کسی یا چیزی است که کار از او سرزده است. فاعل کننده ی کار است.

    مثال: سگ،گربه را دنبال کرد.               مثال: دانش اموزان کلاس پنجم به اردو رفتند.

مفعول: گاهی فعل در جمله با فاعل کامل نمی شود و به کلمه ی دیگری نیز احتیاج دارد.

    در این صورت می گوییم فعل از فاعل اغاز میشود و از ان به کسی یا چیزی می رسد که به ان          مفعول گویند.

   مثال: پدر پرویز را دید.                                    مثال:علی شیشه را شکست.

   پس می توان گفت: مفعول کسی یا چیزی است که اثر کار فاعل به او برسد.

 علامت مفعول: مفعول بیشتر با کلمه ‹‹را›› می اید. مثال: کبوتر دانه ها را  روی زمین دید.

فعل لازم: فعلی ا ست که معنی آ ن با فا عل کا مل است و نیا زی به مفعو ل ندا رد .

   مثال : پرویز روی صندلی نشست. 

فعل متعدّ ی:فعلی است که معنی آن با فا عل کا مل  نمی شود وبه مفعول نیاز دارد.

مثال : علی، محمد را دید.......... علی چه کسی را دید؟ محمد را

فعل زمان انجام گرفتن کار یا روی دادن حالت را نشان میدهد.

زمان حال: علی اکنون نامه می نویسد.

زمان گذشته : علی دیروز نامه نوشت .(به زمان گذشته ماضی نیز می گو یند.)

زمان آینده: علی فردا نامه خواهد نوشت .(به زمان مستقبل نیز می گویند.)

هر فعلی علاوه بر مفهوم کار یا حالت و زمان، مفهوم دیگری نیز دارد که می رساند فعل از چه شخصی سرزده است.

به گوینده اول شخص گو یند.مثال: من قصه ای خواندم .

به شنونده دو م شخص گو یند. مثال:تو داستانی خوا نده ای .

به کسی که درباره یاو صحبت می کنیم سوم شخص می گو یند. مثال: او کتا بها ی زیادی خواند.

فعلی را که به یک شخص نسبت می دهیم مفرد گو یند. مثال: ناصر به کتا بخا نه رفت.

فعلی را که به بیش از یک شخص نسبت می دهیم جمع گو یند . مثال: آ ن ها به کتا بخانه رفتند.

هر فعل سه شخص دارد که می توا نند مفرد یا جمع باشند.

بنا بر این هر فعل می تواند شش صورت پیدا کند.

مثال:رفتن

اول شخص مفرد: رفتم                                       اول شخص جمع: رفتیم

دوم شخص مفرد: رفتی                                      دوم شخص جمع:رفتید

سوم شخص مفرد:رفت                                      سوم شخص جمع:رفتند

 

 جمع کلمه ها ی فارسی

برای جمع کلمه های فارسی از ( ها و  ان )استفاده می کنیم. مثال:درخت....... درختان    ، درخت ها

اسم جانداران و بر خی اسم ها ی دیگر را با ‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍( ان) جمع می بند ند .مثال: غو کان ، گنجشکا ن

برای جمع بستن بعضی از کلمه ها که معمو لا از زبان عر بی وارد زبا ن ما شده اند از ( ات ) استفا ده

 می کنیم .مثال: لحظه.........لحظا ت              مثال: خطر............خطرات

اسم: کلمه ای است که با آن کسی یا حیوانی یا چیزی را نام می بریم. مثال: پرستو، تلفن، حسین، لاله

صفت: کلمه ای که درباره ی اسم توضیحی می دهد و حالت و چگونگی آن را بیان می کند. مثال: درخت

 بلند، مرد دانا، گل زیبا

اسم مرکب: بعضی از اسم ها دو قسمتی هستند و اگر آن ها را جدا کنیم هر یک معنی جداگانه ای دارند.

مثال: روزنامه، خودکار، سپیدرود،دانشمند

کلمه ربط: به کلمه های مانند ‹‹و››، ‹‹تا››، ‹‹سپس››، ‹‹اما››، ‹‹ولی›› که دو جمله را به هم وصل

می کنند کلمه ی ربط می گویند.مثال: علی به مدرسه می رود تا درس بخواند.

تشبیه: یعنی چیزی را به چیز دیگری شبیه و مانند کردن. مثال: دانه های باران، همچون مروارید

هستند.

 ضمیر: کلمه ای استکه به جای اسم می نشیند.مثال: پیرمرد به مجید رسید و ازاو کمک خواست.

هرگاه ضمیر برای هر شخص(گوینده،شنونده،غایب) گونه ای جداگانه داشته باشد، آن را ضمیر

شخصی گویند.ضمیر شخصی مانندفعل دارای شش صورت است.

اول شخص مفرد: من      گوینده               اول شخص جمع: ما       گویندگان

دوم شخص مفرد: تو      شنونده               دوم شخص جمع: شما      شنوندگان

سوم شخص مفرد: او     غایب                سوم شخص جمع: ایشان    غایبان

 

ضمیر می تواند نهاد واقع شود. مثال: جواد به مدرسه رفت.---›او به مدرسه رفت.

ضمیر می تواند فاعل واقع شود.مثال:علی شیشه را شکست.---›او شیشه را شکست.

ضمیر می تواند مفعول واقع شود. مثال: مهدی جواد را دید.---›مهدی او را دید.

موصوف: اسمی را که همراه ان صفتی آمده باشد،موصوف می گویند.(موصوف یعنی وصف شده).

مثال: دانش اکوز کوشا به مدرسه آمد.(دانش آموز موصوف است)

صفت در زبان فارسی بیشتر به دنبال اسم می آید.در این حالت به آخر اسم حرکت کسره میافزاییم.

مثال: مرد بزرگ وارد شد.

اگر صفت پیش از اسم بیاید به آخر اسم کسره اضافه نمی شود.مثال: نیک مردان جاودانه اند.

موصول چه مفرد باشد و چه جمع،صفتآن همیشه مفرد است. مثال: مرد بزرگ---›مردان بزرگ.

مضاف - مضاف الیه: اسم یا ضمیری که به دنبال اسمی دیگر می آید تا توضیحی درباره ی آن دهد یا

معنی آن را کامل کند،مضاف الیه می گویند.مثال: دانش آموز دبستان آمد. کلمه قبل از مضاف الیه را

مضاف می گویند. مثال: دانش آموزدبستان آمد.

 

مصراع: هر بیت از شعر دو قسمت داردکه به هر قسمت آن مصراع می گویند.

قافیه: کلمه های پایانی هر مصراع از شعر را قافیه گویند.

مثال: یکی رو بهی دید بی دست و پای                 فروماند در لطف و صنع خدای 

ردیف: کلمه هایی مثل هم در پایان هر مصرع از بیت را گویند که عینا بعد از قافیه تکرار شده است.

مثال: بخور تا توانی به بازوی خویش                  که سعیت بود در ترازوی خویش

قید: کلمه هایی که چگونگی انجام گرفتن فعل را نشان می دهند قید می گویند.مثال: رضا با بشقاب آمد.

انواع قید:

قید حالت. مثال: علی دوان دوان آمد. 

قید زمان. مثال: دیروز برف آمد.

قید مکان. مثال: علی بیرون رفت.

 

تعریف کلمه های مترادف(هم معنی):به کلمه هایی گفته میشود که معنی و مفهوم یکسانی دارندومیتوانند به جای یکدیگر از هم استفاده کرد.مانند:

(پیمودن =رفتن )     (افسوس =حسرت)و...

تعریف کلمات متضاد(مخالف):به کلماتی گفته میشود که از نظر معنی ومفهوم مخالف هم هستند.مانند:(تاریک و روشن  )  که مخالف همدیگرند.

تعریف کلمات متشابه:به کلماتی میگویند که از نظر تلفٌظ یکسان هستند اما از نظر معنی وشکل املایی باهم فرق دارند.مانند: خار=تیغ گل یا خاشاک

  خوار:کم ارزش وکوچک                                                       

تعریف کلمات هم خانواده: به کلماتی میگویند که از یک ریشه گرفته شده باشند و حرف های اصلی آن کلمه در کلمه های هم خانواده اش پشت سر هم بیاید. مانند:(تحمٌل ـ حمل ـ حامل )یا(عجله ـ عجول ـ تعجیل)و...

نکته:کلمات هم خانواده از نظر معنا به هم نزدیک و در بیشتر مواقع حدٌاقل۳حرف مشترک دارند

 

 

منبع اصلی مطلب : مذهبی
برچسب ها : مثال ,کلمه ,گویند ,مفرد ,جمله ,معنی ,گویند مثال ,کلمه هایی ,انجام گرفتن ,مثال دانش ,ضمیر شخصی
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : دستور فارسی


فرموده امیرالمؤمنین علی (ع )درمورد علم ودانش

:: فرموده امیرالمؤمنین علی (ع )درمورد علم ودانش
امام على علیه‏السلام :
8- مَن جاءَتهُ مَنِیَّتُهُ وهُوَ یَطلُبُ العِلمَ فبَینَهُ وبَینَ الأنبیاءِ دَرَجَةٌ؛
هر کس در حال طلب دانش مرگش فرا رسد ، میان او و پیامبران تنها یک درجه تفاوت باشد .
مجمع البیان : ۹ / ۳۸۰ منتخب میزان الحکمة : ۳۹۸

 

منبع اصلی مطلب : مذهبی
برچسب ها :
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : فرموده امیرالمؤمنین علی (ع )درمورد علم ودانش


امام ,زمان ,عسکری ,حضرت ,ولادت ,تاریخ ,امام زمان ,نرجس خاتون ,درآن هنگام ,عسکری علیه ,نیمه شعبان

زندگی امام زمان

:: زندگی امام زمان
امام ,زمان ,عسکری ,حضرت ,ولادت ,تاریخ ,امام زمان ,نرجس خاتون ,درآن هنگام ,عسکری علیه ,نیمه شعبان پیامبر اكرم (ص) فرمودند: مهدی از فرزندان من است، نامش نام من (محمد) و كنیه اش كنیه من (ابوالقاسم) می‌باشد، ‌در صورت و سیرت از همه كس به من شبیه تر است.

برای او غیبتی است كه در آن مردم دچار حیرت می‌گردند و بسیاری از دسته‌ها و گروههای مردم، گمراه میشوند، آنگاه مانند ستاره تابانی از پرده غیبت بدر آید و زمین را پر از عدل و داد كند آن چنان كه پر از ظلم و ستم شده باشد. (بحارالانوار/ ج 51، ص 17، ح 13،

به نقل از كمال الدین. ولادت امام زمان نام پدر ومادر امام زمان (عج) مقام ومنصب نقش انگشتری تاریخ ولادت اختلاف عقیده در تاریخ ولادت سال ولادت مدت عمر شریف امام زمان (عج) سال به امامت رسیدن وسن ایشان درآن هنگام چگونگی ولادت امام مهدی (عج) نام پدر ومادر امام زمان (ع): نام پدر این بزرگوار امام حسن عسکری (ع) پیشوای یازدهم ونام مادر گرامیشان نرجس خاتون (س) میباشدکه ایشان بنا برروایات یک شاهزاده رومی بودند ودرخواب با امام حسن عسکری (ع) آشنا شده ومسلمان میشوند . امام زمان تنها فرزند امام حسن عسکری (ع)میباشد (به زندگینامه امام حسن عسکری (ع) وهمسرشان نرجس خاتون (س) مراجعه شود) مقام ومنصب : ایشان معصوم چهاردهم و امام دوازدهم شیعیان هستند تاریخ ولادت : یک سال و یک ماه پس از ازدواج امام حسن عسکری (ع) و نرجس خاتون امام زمان به دنیا می آیند حضرت ولی عصر (ع) بنا بربیشترین روایت روز جمعه نیمه شعبان 255 هجری قمری متولد شده اند(3) جالب است بدانیم او پیش از آفتاب چشم به این جهان گشود، تا همیشه آفتاب را پشت سر قرار دهد شب این میلاد خجسته را «شب برات» ‌و «شب مبارک» و «شب رحمت» خوانند. شیخ صدوق درکمال الدین نقل میکند نرجس خاتون روزی مشاهده میکند که نوری وارد بدن اومیشود وبه امام حسن عسکری موضوع راگزارش میکند وامام اورا نوید به بارداری امام زمان میدهد ومیفرماید : پسری می آوری که نامش محمد است وپس از من ،جانشین من خواهد بود. نرجس ،عروس فاطمه ،شد مادر صاحب زمان درمهد نور ،مهدی ظهور آیینه حق شدعیان پس میلادش روزجمعه نیمه شعبان 255 هجری است چون پدرش وفات کرد او5 ساله بود ومشهوربین علماء نیزهمین تاریخ است وکسی در این جهت اعتراضی نکرده مگر کلینی در کافی وصدوق درکمال الدین و شیخ طوسی در الغیبه که این سه بزرگوار یک مرتبه سال 255 وباردیگر 256 نوشته انداما هرسه بیشتر سال 255 هجری راقبول دارندبرای ولادت ایشان تاریخهای دیگری هم ذکر شده علت اینکه درتاریخ تولد ایشان عده ای اختلاف دارند ممکن است به دلیل پنهان نگه داشتن تولد آن امام بوده باشد بنابر این اصل ولادت مهدی جزء مسلّمات تاریخ است و در این تاریخ بین علما و محدثان و علمای فریقین هیچگونه اختلافی نیست. شهید اول درکتاب دروس از امام جعفر صادق روایت کرده که آن حضرت فرموده اند : درشبی که قائم آل محمد (ع) متولد گردد هرمولودی متولد شود باایمان است واگردرزمین شرک متولد گردد ،خداوند به برکت وجود امام ،اورا به سرزمین ایمان منتقل خواهد کرد پس بنابرمبنای مشهور حضرت پس از شهادت جدگرامیش ،امام هادی (ع) حدود یکسال بعد ،متولد شده است یعنی حدود یکماه از حکومت مهتدی عباسی گذشته ،زیرا مهتدی یک شب به آخرماه رجب مانده به حکومت رسید وتولد امام (ع) نیمه شعبان است مدت عمر شریف امام زمان (ع): از سال 255 تا کنون سال به امامت رسیدن وسن ایشان درآن هنگام : سال به امامت رسیدن 260 هجری وسن شریفشان درآن هنگام 5 سال است دوران زندگی 1 ـ از تولد تا غیبت: حضرت مهدی(عج) پس از تولد حدود پنج سال تحت سرپرستی پدر بزرگوارشان امام عسکری علیه السلام به صورت نیمه مخفی زندگی کردند. یکی از کارهای بسیار مهمی که حضرت امام حسن عسکری علیه السلام در این دوره انجام دادند این بود که امام مهدی(عج) را به بزرگان شیعه معرفی کردند تا در آینده در مسئله امامت دچار اختلاف نشوند. 2 ـ غیبت صغری: پس از شهادت حضرت امام حسن عسکری علیه السلام در سال 260 ق دوره غیبت صغری آغاز شد و تا سال 329 ق ادامه پیدا کرد. در این دوره حضرت مهدی(عج) از طریق چهار نائب به ادامه امور مردم می پرداختند. 3 ـ دوره غیبت کبری: این دوران از سال 329 ق شروع شد و تا زمانی که خداوند مصلحت بدانند ادامه خواهد داشت در این دوره پاسخ به پرسش ها و احکام مردم بر عهده نایبان عام آن حضرت است و حضرت نایب خاصی برای این دوره معرفی نکرده اند. 4 ـ دوره حکومت: پس از ظهور، امام زمان(عج) بر اساس احکام اسلام حکومت واحد جهانی تشکیل خواهند داد که در سایه آن سرتاسر عالم پر از عدل و داد خواهد شد. تاریخ و سبب شهادت : امام زمان(عج) هم اکنون زنده است و به خواست خداى متعال تا زمانى که قیام کند و جهان را از عدالت بهره‏مند سازد، زنده‏خواهد بود. سپس چند سال حاکم على‏الاطلاق روى زمین خواهد گردید که مدت آن، در روایات، به طور مختلف، هفت، هشت، نه، ده و نوزده سال تعیین شده است که هر سال آن برابر با ده سال فعلىِ ما است. بنابراین اگر حکومتش هفت سال باشد، برابر با هفتاد سال ما خواهد بود. پس از شهادت آن حضرت، به مدت چهل روز هرج و مرج وفتنه و فساد درجهان حاکم مى‏گردد و سپس عمر این جهان به پایان مى‏رسد و عالم قیامت آغاز مى‏گردد

منبع اصلی مطلب : مذهبی
برچسب ها : امام ,زمان ,عسکری ,حضرت ,ولادت ,تاریخ ,امام زمان ,نرجس خاتون ,درآن هنگام ,عسکری علیه ,نیمه شعبان
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : زندگی امام زمان


حق علم از دیدگاه پیامبر (ص)

:: حق علم از دیدگاه پیامبر (ص)
شخصی نزد رسول خدا صلی الله علیه و اله آمد وگفت :علم چه حقی بر ما دارد؟ 

آن حضرت فرمود :1 سکوت و توجه داشتن. 2 خوب به درس گوش کند.

3 دانش را خوب به دل بسپارد وکاملا آن را فرا گیرد. 4 به علمی که آموخت عمل کند. 5 علمی را که آموخته به دیگران بیاموزد.6 استاد را تکریم و احترام نماید.

منبع اصلی مطلب : مذهبی
برچسب ها :
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : حق علم از دیدگاه پیامبر (ص)


جملات مهم از نظر املایی فارسی هفتم (نوبت اول)

:: جملات مهم از نظر املایی فارسی هفتم (نوبت اول)
 

غرقۀ شکوه واعجاز زیبایی خلقت بودم که ناگهان نوازش لطیف وخنکی رادر لای انگشتان پاهای برهنه ام احساس کردم    آب جوشش چشمه ها إ

متخصّصان ودانشمند ان جهانی مجبور شده اند اعتراف کنند که جوانان ما با پشتوانۀ ایمان وهمّت وغیرت ، توانسته ا ند استعداد جوشان وپنهان خود را آشکار کنند .

کتاب پر راز ورمز آفرینش وشگفتی های طبیعت ، سرشار از دزس ها واندرزهاست . اگر نیروی جوانی وشادابی وچالاکی این دوره را با تامّل ، تفکرّ وبصیرت همراه کنیم به شکوفایی خواهیم رسید .

به شماجوا نان به عنوان فرزندان عزیز وپاره ی دل این ملت .... می گویم :عزیزان من کارکنید;امروز دشمنان نمی خواهند دانشگاه ها و درس ومدرسه و معلم باشد .
نوشتن به خط خوش و یادگیری مهارت های دلنشین هنری و آفریدن نوشته ها و تصاویر زیبا 
˛زندگی رااز شکوفه های محبت وامید به آینده شرشار می سازد.

کسی در زندگی موفّق است که اکنون وفرصت حال را در یابد وهمیشه فکر کند که بهترین فرصت من امروز است ، امروز را به فرد ا افکندن وبه امید آینده نشستن ، کار درستی نیست .

 

منبع اصلی مطلب : مذهبی
برچسب ها :
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : جملات مهم از نظر املایی فارسی هفتم (نوبت اول)


قافیه ,قالب ,گویند ,مصراع ,کلمه ,شعری ,قالب شعری ,شعری استفاده ,استفاده کرده ,مانند غزلیّات ,زبان فارسی ,نهاد اجباری شناسه

نکات مهم فارسی هفتم جهت مطالعه شما در امتحانات ترم اول

:: نکات مهم فارسی هفتم جهت مطالعه شما در امتحانات ترم اول
قافیه ,قالب ,گویند ,مصراع ,کلمه ,شعری ,قالب شعری ,شعری استفاده ,استفاده کرده ,مانند غزلیّات ,زبان فارسی ,نهاد اجباری شناسه
 فارسی جمله دارایِ دو قسمتِ اصلی است : 
 1ـ نهاد  2 ـ گُزاره

1 ـ نهاد :کلمه یا گروهی از کلمه هاست که درباره ی آن خبر می دهیم ؛
یعنی«صاحب خبر» است.

نهاد اجباری ( شناسه ) : ضمیری است که به انتهای فعل می چسبد تا صیغه ی
 آن را مشخص کند.
در زبان فارسی به نهادی که در ابتدای جمله می آید،« نهاد اختیاری» و 
به نهادی که به انتهای فعل می چسبد،« نهاد اجباری(شناسه)» می گویند.
مثال : من به مدرسه رفتم.  « من» : نهاد اختیاری  و « ـَ م » : نهاد اجباری
مانند : ادبیّات به یاری ابزارها و عواملِ گوناگون پدید می آید. واژه ی ادبیّات نهاد است.
گاهی نهاد بیش از یک کلمه است که اصطلاحاً به آن گروه نهادی می گویند؛ 
مانند : 
پس از واقعه ی عظیمِ انقلاب اسلامی،بسیاری از بنیاد هایِ فکری،فرهنگی و معیارهایِ 
ارزشی و اخلاقی ،دگرگون شد.                                گروه نهادی

برایِ پیدا کردنِ نهاد به اوّل فعل، « چه چیزی ؟ »  یا « چه کسی ؟ » اضافه 
می کنیم و نهاد را به دست می آوریم؛مانند : 
زبانِ هر جامعه در هردوره ای بر پایه ی باورها و ارزش ها ی دینی،سامان
می یابد. 
چه چیزی سامان می یابد ؟  زبان  = نهاد                                                                                                                        
2ـ گُزاره : خبری است که درباره ی نهاد داده می شود. 
مهمترین جزء گزاره ،«فعل» است .
مانند : انقلاب ، کرامتِ انسانی را به افرادِ جامعه باز گرداند.   
            نهاد                                گُزاره 

توضیحی درباره ی اجزای گزاره : ( مربوط به درس ادبیات )
1ـ مفعول : کلمه ای است که کار بر  آن واقع می شود .
مانند : کبوتر  پرواز را  دوست دارد. در این جمله پرواز مفعول است.
                                                                                                                                     
*نشانه ی مفعول « را » است ،امّا همیشه همراه مفعول نمی آید؛
 یعنی گاهی مفعول بدونِ نشانه ی« را » می آید.گاهی هم «ی » به مفعول
 می چسبد. 
به طورِ کل،مفعول به شکل هایِ زیر می آید :
الف ) من  پرنده  را دیدم.  ( با نشانه ی « را » ) پرنده : مفعول
ب ) من  پرنده ای  دیدم.  ( با نشانه ی « ی » ) پرنده ای : مفعول
پ ) من  پرنده ای   را دیدم.  (با نشانه ی « را » و « ی ») پرنده ای : مفعول
ت ) من   پرنده   دیدم.  ( بدونِ هیچ  نشانه ای  )  پرنده : مفعول

راه شناختِ مفعول : به اوّل فعل ، « چه چیز را ؟ »  یا « چه کس را ؟ » 
اضافه می کنیم ، اگر معنی بدهد آن فعل نیاز به مفعول دارد و مفعول در 
جوابِ « چه چیز را ؟ »  یا « چه کس را ؟ » می آید؛
هم نامه ی نا نوشته خوانی  = چه چیز را خوانی ؟ 
 نامه ی نانوشته را  = نامه ی نا نوشته : مفعول 
ما را به راهِ هُدی راهنمایی کن .  =چه کسی را راهنمایی کن ؟    
 ما را   = ما : مفعول
2 ـ مسند : صفت یا حالتی است که آن را به نهاد نسبت می دهند.
به فعل هایی که مسند می پذیرد فعلِ اسنادی (ربطی) می گویند. 

 فعل هایِ اسنادی (ربطی ) عبارتند از :« است ـ بود  ـ بُوَد ـ شد ـ گشت ـ
 شَوَد ـ باشد ـ باد ـ هست ـ نیست »

* روشِ پیدا کردنِ مُسند:
به اوّل فعلِ اسنادی،کلمه هایِ « چگونه؟ » یا « چی ؟ » اضافه می کنیم و مُسند
 را به دست می آوریم؛            
مانند : انقلابِ دینی و فرهنگی در آثارِ نویسندگانِ پس از انقلابِ اسلامی نیز 
جلوه گر شد. 
 چگونه شد  = جلوه گر  =  مُسند                   
مثال :  هم نشینِ نیک ،   بهتر از تنهایی    است .       
               نهاد                   مسند            فعلِ اسنادی (ربطی)
3 ـ مُتممّم : واژه ای که بعد از حرفِ اضافه می آید . 
مانند : 
  او  به  مدرسه  رفت . مدرسه : متمّم 

برخی از حروفِ اضافه : از ـ به ـ با ـ بر ـ در ـ اندر ـ برای ـ از برایِ ـ از بهرِ ...

کبوتر      پرواز          را                    در             آسمان        دوست  دارد .
نهاد      مفعول     حرفِ نشانه     حرفِ اضافه     متمّم         فعل غیراسنادی 
دستور زبان فارسی : 
« انواع حروف در زبان فارسی»

در دستور زبان فارسی«حروف» کلماتی را می گوییم که معمولاً از کلمه های 
دیگرکوتاه تر هستند و معنی مستقلی ندارند و کار آن ها پیوستن جمله ها و 
کلمه ها به یکدیگر و نسبت دادن کلمه به فعل و یا نشان دادن موقعیّت کلمه 
در جمله است.
حروف خودشان نقشی ندارند بلکه وظیفه ی آن ها نشان دادن اجزای دیگر است.

انواع حروف در فارسی :
1 ـ حروف اضافه : مانند : از ـ به ـ با ـ بر ـ در ـ برای ـ از برای ـ بهر ـ از بهرِ ـ بدونِ ـ 
اندر ـ جز ـ مگر ـ مثل ـ بی ـ سویِ ـ به سویِ ـ به منظورِ ـ از پیِ ـ به وسیله یِ ـ 
به سانِ ـ به کردارِ ـ مانندِ ـ همانندِ ـ همچو ـ همچون و ... 
 و به واژه ی  بعد از حرف اضافه « متمّم » می گویند.

آرایه های ادبی :

 1 ـ تشخیص (آدم نِمایی ـ جان بخشی به اَشیاء ـ شَخصیّت بخشی ) :
نسبت دادن اعمالِ انسانی به غیرِ انسان را  تشخیص می گویند.
مثال :
اَبر  از شوقِ کِه می خَندد بدین سان قاه قاه : در این مصراع آرایه ی تشخیص 
وجود دارد (عَمَلِ خندیدن که مُتُعَلِّق به انسان است را به « اَبر» نسبت داده است.)

3ـ تکرار : هر گاه یک یا چند کلمه بیش از دو بار در شعر یا نثر بیاید به طوری که بر 
زیبایی سخن یا شعر بیفزاید.
مثال :  
ـ از دَر  دَر آمدی و من اَز خود به دَر شُدم  / گویی کَزین جَهان به جَهان دِگر شدم 
( تکرار واژه ی « در» و « جهان» )

6 ـ ضَربُ المَثَل ( تَمثیل ) : سُخَنی که در میان عُموم مردم معروف شده و در بَردارنده ی
  نکته یا لطیفه یا پندی باشد .   
(درباره ی نیکی کردن):
تو نیکی می کُن و دَر دِجله اَنداز /  که ایزَد دَربیابانَت دَهَد باز 

 (درباره ی دوستی): 
دوست آن باشد که گیرَد دست دوست / دَر پریشان حالی ودَرماندِگی  (سعدی )  

(درباره ی امیدواری) :
 دَر نااُمیدی بَسی  اُمید است / پایانِ شَبِ سیه سِپید است (نظامی گنجَوی )  

(درباره ی نداشتنِ غرور):
آینه چون نقشِ تو بنمود راست  /خودشِکن آینه شِکستن خَطاست (نظامی گنجَوی)

 (درباره ی کار بیهوده کردن):
(زیره به کرمان می برد چُغُندَر به هَرات) 
(آب در هاوَن کوبیدَن)


 (درباره ی صبر و بردباری داشتن):
  گر صبر کُنی زِ غوره حَلوا سازی  
یا  « صبر و ظَفَر هر دو دوستانِ قدیم اند  /  بر اثرِ صبر  نوبتِ ظَفَر  آیَد »

******

ـ تشبیه : مانند کردنِ چیزی است به چیزِ دیگر ( هر تشبیه دارای 4 رُکن است)

 1ـ رُکن اوّل ( مُشَبّه): کلمه ای است که قَصدِ تَشبیه کردنِ آن را داریم.

 2ـ رُکن دوّم( مُشَبّه بِه):همان چیزی یا کسی است که مشبه ،به آن تشبیه می شود، 
در واقع همان تشبیه ماست.

 3ـ رُکن سوّم(وَجهِ شَبَه):ویژگی مشترک میان مُشَبّه و  مُشَبّه بِه  است که به آن 
وجهِ شَبَه می گویند.

4ـ رُکن چهارم(اَداتِ تَشبیه):کلمه ای است که مُشَبّه و  مُشَبّه بِه را به هم پیوند 
می دهد.مانند:[مثل، همچون، چون، همانندِ،مانندِ، بِسانِ ، چو ،... ]

مثال:
« مادَر     همانند    آب روانی  ،   پاک و زُلال  است »  
  مُشَبَّه   اَداتِ تَشبیه    مُشَبَّه بِه       وَجه شَبَه

مترادف (هم معنی ) 
: به کلماتی می گویند که از نظرِ نوشتن وخواندن با هم 
فرق دارند، امّا از نظرِ معنی با هم مشترک هستند؛ بعضی از کلمات دو یا چند 
مترادف دارند. 
مانند:
تاریکی = ظُلمت           جَمال = زیبایی، قشنگی           علم  = دانش 
پارسا = پرهیزگار           مُتَعالی =  بلند مرتبه         نور = روشنایی  
تلاش = کوشش، سَعی، جَهد            عُطوفَت = مهربانی ، دلسوزی
آوا = صِدا           مُراد = خواسته ، آرزو        خانه = سَرا        
 مَعاش =خرجِ زندگی ، کفافِ زندگی                            غوغا = هَیاهو   
عزَّت = بزرگی ، جَلال        جامِه = لباس        ناراحت = غمگین، اَفسُرده،دل تنگ
عِیب = عار                  غُرور = خودپَسَندی          غم = اندوه          
 مَعصیت =گناه ، سرکشی، عُصیان           بُزرگی = جَلال   
پنهان = نَهان، غِیب          تند = سریع       طَریقَت = شیوه ، رَوِش ، راه ،طَریق 
پیدا = آشکار                                  زندگی = حیات    عمل = کار      
غَرّه = مَغرور                                 نَصیحَت = پَند    ذوق = شوق      
رایگان = مُفت ، مَجانی                      شاد =خوش حال، سُرور              
مُصِر = اِصرار کننده ، پافشاری کننده ، سِماجَت کننده                
صَبر= بُردباری،شَکیبایی ،صَبور         مَشَقَّت = سختی ، دُشواری ، رنج ، تَعب     
سعادَت = خوشبختی ، نیک بختی     


کلمه های ِدو تَلَفُّظی:برخی از واژه ها در زبانِ فارسی به دو صورت تَلَفُّظ 
می شود که هردو تَلَفُّظ،صَحیح می باشدبه این گونه واژه ها، کلمه هایِ دو تَلَفُّظی 
می گویند.
 مانند : 
باغِبان و باغبان    /  استُوار و استوار   /   مهرَبان و مهربان /  مُستَمَندو مُستمند /  
آسِمان و آسمان /      پاسِبان و پاسبان /     آشِکار و آشکار/       روزِگار و روزگار/  


کلماتِ مُخَفَّف : شاعِر گاه کلمه ها را به شکلِ کوتاه شده یا « مُخَفَّف » در
 شعر می آورد، گاهی نیز به خاطِر وزنِ شعر مجبوراست که کلمه ها را مُخَفَّف
 کند.

 کلماتِ زیر به همراهِ مُخَفَّفِ  آن آمده است :
گر =  اگر                    ار  =  اگر            سَحرگَهان   =    سَحرگاهان
بُرون  =  بیرون             سِپَه  =  سِپاه                 زِ   = از
بِه    =  بهتر                 کِه   = کوچک تر  
کلمات هم آوا  (مُتَشابه) : به کلماتی می گویند که به یک صورت تلفّظ و خوانده
 می شوند،امّا شکلِ نوشتاری آن ها  و در نتیجه معنایِ آن ها متفاوت است.
(به طورِ خلاصه،کلمات هم آوا ، به کلماتی می گویندکه تلفّظ آن ها یکی است ولی
 املا و معنایِ آن ها با هم فرق دارد.) 
مانند :
خار : تیغه هایِ همراهِ گُل             خوار : ذِلَّت : پَستی ، ذلیل      
صَفَر : نامِ ماهِ دوّمِ قَمَری          سَفَر : از جایی به جایِ دیگر رفتن ، مُسافرت
اَساس : بنیاد ، پایه                         اَثاث : لوازمِ خانه
حَیات : زندگی                             حَیاط : مُحَوَّطه ی گوشه یِ خانه    
خاست : بلند شد                           خواست:طَلَب کردن،خواستن 
خان  : مرد بزرگ ، سرا                     خوان : سُفره      
خرد : کوچک                             خورد : میل کردن
خویش : خود ، فامیل                     خیش : گاو آهن  
رازی : اهلِ ری                      راضی : خشنود      
اَمَل : آرزو                                عَمَل : کار         
ثواب : پاداش ،اَجر                   صَواب : صَحیح ، دُرُست  

صَبا : نامِ بادی که از شرق می وَزَد.          
سَبا : نامِ سرزمینی در یَمَن در داستانِ حضرتسُلیمان (ع) 

خویش : خود                               خویش : فامیل
پرتقال : یک نوع میوه                 پرتغال :  نامِ کشوری در اروپا


کلمات هم نویسه : کلماتی که دارایِ  املایِ یکسانی هستند ولی از لحاظِ تلفّظ 
ومعنی هیچ ارتباطی با هم ندارند. 
مانند :
حُسن : خوبی                              حَسَن : نیکو
قَمَری : منظور ماهِ قمری               قُمری : نوعی پرنده 
شُکر: سپاس گذاری ، تشکّر          شِکَر : شکرِ خوراکی 
کِرم :  نوعی حیوان                    کَرَم : بخشش ، بزرگواری


اصطلاحاتِ ادبی :   
                                                                                                             
1 ـ مصراع (مصرَع):در لغت به معنیِ  «یک لنگه ی در» و در اصطلاح به کوتاه ترین پاره ی 
سخنِ موزون که نیمی از یک بیت است گفته می شود.
 مانند : نابرده رنج،گنج میسّر نمی شود / مزد آن گرفت جان برادر  که کار کرد ( سعدی )    
                    مصراع اول                                             مصراع دوم

2 ـ بیت :در لغت ، به معنی «خانه» است و در اصطلاح ،حدّاقل ِ شعر است که از دو
 مصراع تشکیل شده باشد. 
مانند :  
 ای نام تو  بهترین سر آغاز   /  بی نامِ  تو  نامه  کی  کنم  باز     ( نظامی )            
                                       بیت

3ـ قافیه : به کلماتی می گویند که آهنگ و حرفِ آخرشان یکی باشد و در پایانِ هر 
مصراع قرار می گیرند.   
                                
 کلماتِ قافیه باید آخرین حرف یا حرکتشان یکسان باشد :
ای  عقلِ  مرا  کفایت  از  تو   /   جُستن  زِ  من و هدایت  از  تو    
                    قافیه                                          قافیه

4 ـ روی : به حرف آخر قافیه،« رَوی» می گویند.

5 ـ ردیف : هر گاه ، یک یا چند کلمه یا عبارت و یا جمله عیناً ، در آخر همه ی اشعار،
پس از قافیه تکرار شده باشد، آن را ردیفمی گویند : 
ای  عقلِ  مرا  کفایت  از  تو  /  جُستن  زِ  من و هدایت  از  تو     
                               ردیف                                        ردیف
                                                                                                            
 آوردنِ ردیف درشعر،اختیاری است؛یعنی، بعضی ازشعرهادارایِ ردیف هستندو
بعضی ها بدونِ ردیف می باشند.در مورد ردیف باید توجّه داشت که کلماتی را 
می توان ردیف گرفت که علاوه بر اینکه عیناً مثل هم باشند، باید دارایِ یک معنی
 هم باشند در غیر این صورت باید آن ها را  قافیه حساب کرد. 
به طورِ کلّی، ردیف باید به یک شکل و یک معنی باشد. 
   
جوانی سر از رأی  مادر بتافت   /  دل دردمندش  به آذر  بتافت   
                                   قافیه                                       قافیه

چون سر بتافت در مصراع اوّل به معنیِ سرپیچی کرد و بتافت در مصراعِ دوّم یعنی
 سوزاند. پس دو کلمه قافیه هستند و در صورتی که  « مادر و آذر» را، قافیه اوّل و
« بتافت» را قافیه دوّم منظور کنیم پس این بیت دارایِ 2 قافیه است که در این صورت 
به آن«ذو قافیتین» می گویند. 
                                                                                                                                                                                      *ردیف  اگر کلماتی به یک شکل و معنی قبل از قافیه تکرار شوند، ردیف نیستند :
 نبینی باغبان چون « گُل »  بکارد   /  چه مایه غم خورد تا  « گُل » برآید 
(بکارد و بر آید ، قافیه اند)  

 که جایی که دریاست « من » کیستم  / گر او هست حقّا که « من » نیستم   
 (کیستم و نیستم ، قافیه اند)                         

 از  ظُلمتِ خود   رهایی ام    ده   /  با  نورِ خود  آشنایی ام    ده 
                           قافیه     ردیف                          قافیه       ردیف

قالب هایِ شعری : 

قالب:شکلی است که قافیه به شعرمی دهد و بر اساسِ این نامگذاری،شعردارایِ
قالب هایِ گوناگون می شود.مانند :  

1 ـ مثنوی(دوگانی):شعری است که هر بیتِ آن،دو مصراعِ هم قافیه دارد.
به عبارت دیگر،هر بیت قافیه ای جداگانه دارد و مصراع های آن، دو به دو هم قافیه اند.
تعداد بیت های قالب مثنوی را ،حداقل دو بیت دانسته اند و حداکثری برای آن قایل نشده اند
 و به جهتِ این که تنها قالب شعری است که مصراع هایش دو به دو هم قافیه اند«دوگانه» 
هم نامیده می شود.
خاص زبان فارسی است واز قدیمی ترین قالب های شعری است. 
*مناسب ترین قالب برای بیان داستان ها و مطالب طولانی است .

 از نظر موضوع به 4 دسته تقسیم می شوند : 
1 ـ حماسی و تاریخی ؛مانند :شاهنامه ی فردوسی ، اسکندر نامه ی نظامی گنجه ای 
2 ـ اخلاقی و تعلیمی ؛ مانند : بوستان سعدی 

3 ـ عاشقانه و بزمی ؛ مانند : خسرو و شیرین ،لیلی و مجنون نظامی ، ویس و رامین از
 فخر الدین اسعد گرگانی 

4 ـ عارفانه ؛ مانند : حدیقه ی سنایی ،مثنوی معنوی مولوی ،منطق الطیر عطار نیشابوری 
[ نمونه ای از ابیات  «  سعدی شیرازی » در قالب مثنوی  از کتاب  بوستان سعدی ] 

شبی   یاد  دارم  که   چشمم نخفت / شنیدم     که    پروانه    با   شمع   گفت
که  من  عاشقم  گر بسوزم  رواست  /  تو    را    گریه   و  سوز  باری   چراست؟  
بگفت   ای   هوادار     مسکین   من   /برفت       انگبین       یار   شیرین    من
چو   شیرینی   از   من  بدر  می‌رود     / چو       فرهادم     آتش   به  سر می‌رود 
که  ای   مدعی   عشق  کار تو نیست   / که   نه    صبر    داری   نه   یارای   ایست 
تو   را   آتش    عشق  اگر پر بسوخت   / مرا      بین    که   از   پای  تا   سر بسوخت 
نرفته   ز    شب     همچنان      بهره‌ای    / که     ناگه       بکشتش        پری  چهره‌ای
 همه   شب در این گفت و گو بود شمع    /  به    دیدار   او     وقت    اصحاب ،     جمع 
ره   این   است   اگر   خواهی آموختن    / به   کشتن    فرج      یابی       از    سوختن 
اگر    عاشقی       سر  مشوی   از  مرض /  چو    سعدی    فرو شوی   دست   از   غرض 
به    دریا     مرو        گفتمت      زینهار     / وگر      می‌روی         تن  به    طوفان   سپار 
شکل قالب  مثنوی : 
ـــــــــــــــــــــــــــــــ *                          ـــــــــــــــــــــــــــــــ * ــــــــــــــــــــــــــــــــ ×                        ـــــــــــــــــــــــــــــــــ × ــــــــــــــــــــــــــــــــ =                        ـــــــــــــــــــــــــــــــــ =ــــــــــــــــــــــــــــــــ   ÷                      ـــــــــــــــــــــــــــــــــ  ÷ 
*شاعرانی که در آثارشان،بیش تر از این قالب شعری استفاده کرده اند:                                                                              
فردوسی،اسدی توسی ، نظامی ، عطّار، سنایی ، سعدی،مولوی، جامی،پروین اعتصامی،
حمیدی شیرازی ،شهریار و ... 



ـ قطعه :در لغت به معنی پاره ای از هر چیزی است و دراصطلاح  شعری است 
که مصراع دوّم همه ی بیت ها، هم قافیه اند، به عبارتی دیگر، به جای قافیه بودن 
مصراع ها،بیت ها با هم قافیه اند.نام گذاری قطعه به این سبب است که گویا ،
پاره ای از میان یک قصیده است.موضوع  قطعه :پند و اندرز،مسائل اخلاقی و 
اجتماعی و تعلیمی،حکایت،شکایت، مدح،هَجو،تقاضا و ...
 حدّاقل بیت های قطعه ،دو بیت است؛ امّا حدّاکثر آن  مشخص نشده است؛
گاهی 15 بیت و گاهی 18 بیت       
پیدایش قطعه به آغاز شعر فارسی باز می گردد ؛زیرا در شعرِ «رودکی سمرقندی » 
قطعات زیبایی دیده می شود. 

[ نمونه ای از قطعه ی معروف «  سعدی شیرازی » ] 
گِلی   خوش  بوی  در  حمّام  روزی / رسید از دستِ  مَخدومی  به  دستم 
بِدو   گفتم  که  مُشکی  یا عبیری ؟ /  که   از    بویِ    دلاویزِ    تو   مَستم 
بِگفتا    من    گِلی    ناچیز     بودم  /  ولیکن    مدّتی   با      گُل    نشستم 
کمالِ  هم نشین   در   من   اثر  کرد /  وگرنه   من   همان  خاکم  که هستم
 
شکل  قالب قطعه :
ــــــــــــــــــــــــــــــــ                               ـــــــــــــــــــــــــــــــــ * 
ــــــــــــــــــــــــــــــــ                              ــــــــــــــــــــــــــــــــــ *
 ــــــــــــــــــــــــــــــــ                              ــــــــــــــــــــــــــــــــــ * 

قطعه سُرایان معروف در زبان فارسی : 
اَنوری(قرن ششم)،ابن یمین (قرن هشتم)،پروین اعتصامی(قرن چهاردهم)،سعدی شیرازی،
هاتف اصفهانی و .... 
3 ـ قصیده:به معنی مقصود و در اصطلاح به معنیِ « توجّه کردن به کسی یا چیزی» 
است.مهمترین قالب شعری است که در آن مصراعِ اوّل از بیتِ اوّل  با تمامِ مصراع های
 زوج هم قافیه اند.

* قصیده اوّلین قالبِ شعری است که از نیمه ی قرن سوم هجری در ادبیّات به تقلید 
از شعر عربی پدید آمد.
* قصیده از جهتِ قرار گرفتنِ قافیه ها ، شبیه به غزل است.تعدادِ ابیاتِ قصیده معمولاً
از 15 بیت بیشتر است.
موضوعِ قصیده :درباره ی ستایش،نکوهش ،تهنیّت،تعزیت ،شُکر و شکایت ،پند و حکمت،
وصف طبیعت،بیانِ مسائلِ اخلاقی واجتماعی و عرفانی است.

شکل قالب قصیده :
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ  *                    ــــــــــــــــــــــــــــــــــ *               
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ                        ــــــــــــــــــــــــــــــــــ *
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ                        ــــــــــــــــــــــــــــــــــ *
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ                        ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ *
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ                        ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ *
 ــــــــــــــــــــــــــــــــــ                       ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ *
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ                        ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ *
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ                        ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ *
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ                        ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ *
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ                       ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ  *
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ                       ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ *
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ                       ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ *
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ                       ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ *
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ                       ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ *

*شاعرانی که در آثارشان،بیش تر از این قالب شعری استفاده کرده اند:
رودکی،فرّخی سیستانی،منوچهری،ناصرخسرو،مسعود سعد سلمان، اَنوَری ،خاقانی ، 
سعدی ، ملک الشُعَرای بهار، امیری فیروزکوهی،مهرداد اوستا.



4 ـ غزل : در لغت به معنی حدیث عشق و عاشقی گفتن  است  و در  این  نوع  از  شعر،
 مصراعِ اوّل  از  بیتِ اوّل  با  تمامِ مصراع های زوج هم قافیه اند و از این جهت کاملاً  
شبیه قصیده است.غزل در قرنِ 6 هجری رواج یافت. موضوع و محتوای غزل در آغاز
 عاشقانه است یعنی شاعر در آن از عشقِ خود به معشوق سخن می گوید،امّا با 
ظهورِ« سنایی» شاعر عارف قرن ششم،معشوق زمینی ِغزل  جایِ خود را به 
معشوقِ آسمانی می دهد و غزلِ عارفانه پدید می آید.       
                    
[ نمونه ای از غزلِ «  حافظ شیرازی » ]
زان   یار   دلنوازم   شکریست   با   شکایت  /گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت
بی مزد  بود  و  منت  هر خدمتی  که  کردم   / یا رب  مَباد  کس  را  مَخدوم  بی  عنایت
رندان  تشنه  لب   را  آبی    نمی‌دهد   کس  /  گویی  ولی شناسان  رفتند  از این  ولایت
در زلف چون کمندش ای دل مپیچ  کان  جا    / سرها   بُریده  بینی  بی جرم و  بی جنایت
در  این  شب  سیاهم  گم  گشت  راه  مقصود  / از  گوشه‌ای  برون  آی  ای  کوکب هدایت
از  هر  طرف   که   رفتم  جز  وحشتم  نیفزود /  زنهار   از  این  بیابان  وین   راه  بی‌نهایت
ای   آفتاب   خوبان     می‌جوشد     اندرونم     / یک   ساعتم  بگنجان  در  سایه ی عنایت
عشقت رسد به فریاد ار خود به سان حافظ      / قرآن   ز   بر    بخوانی  در   چارده    روایت

موضوع و محتوایِ غزل،معمولاً بیانِ عواطف و احساسات ،فِراق و جدایی ، عشق ، 
عرفان و گفت و گو از روزگارِ جوانی است.

***  تفاوت غزل و قصیده :
1 ـ در تعداد ابیات: [تعداد ابیات در غزل کمتر از 15 بیت است ولی قصیده بیش تر از
 15 بیت است]
2 ـ در موضوع و محتوا :[ موضوع غزل،عشق و عرفان و عواطف و احساسات است 
ولی قصیده بیش تر مدح و توصیف است.]

*برای اوّلین بار« حکیم سنایی غزنوی» موضوعاتِ  عرفانی  را  در قالب ِ« غزل» 
مطرح کرد و بعد از او ،مولوی، غزل ِ عارفانه را،به اوج رساند. سعدی نیز غزلِ عاشقانه 
را به اوج رساند و سرانجام حافظ شیرازی ، غزل عاشقانه و عارفانه را  با همدیگر به 
اوج رساند.

از انقلابِ مشروطه به بعد، غزل جنبه ی اجتماعی و سیاسی نیز به خود گرفت و
شاعرانی مانند چون فرّخی یزدی و ... به سرودن غزلِ  اجتماعی پرداختند.   

به طورِ کلی موضوعاتِ   غزل : 
 عاشقانه  ( مانند غزلیّات سعدی ) 
 عارفانه (مانند غزلیّات سنایی و مولوی )
عارفانه و عاشقانه ( مانند غزلیّات حافظ )
اجتماعی و سیاسی (مانند غزلیّات فرّخی یزدی )

شکل قالب غزل :
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ  *                   ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ *                ــــــــــــــــــــــــــــــــــ                      ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ *
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ                      ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ *

* شاعرانی که در آثارشان،بیش تر از این قالب شعری استفاده کرده اند: 
مولوی،سعدی،حافظ،صائب تبریزی،فرخی یزدی،محمد حسین شهریار و...

5 ـ دو بیتی : شعری است که از دو بیت تشکیل شده که گاه مصراع سوّم آن قافیه ندارد.  
*درون مایه و موضوع دوبیتی:عاشقانه وعارفانه     
*رایج ترین قالب در میان روستاییان است. دو بیتی را در فارسی،ترانه می گویند.
نمونه هایی از شعرهای « باباطاهر» که در قالب دوبیتی سروده شده است :
یکی درد  و یکی  درمان  پسندد /  یکی   وصل  و  هجران  پسندد
من از درمان و درد و وصل و هجران /  پسندم  آنچه  را  جانان پسندد

شکل قالب  دوبیتی  :
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ  *                          ــــــــــــــــــــــــــــــــ *
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ                              ــــــــــــــــــــــــــــــــ *

*شاعرانی که در آثارشان،بیش تر از این قالب شعری استفاده کرده اند:

باباطاهر(شاعر عارف قرن 5)،فائز دشتستانی(شاعر عهد قاجار)

 

 

6 ـ رباعی: شعری  است چهارمصراعی که مصراع سوّم آن معمولاً قافیه ندارد.
در واقع مصراع« اوّل،دوّم وچهارم» هم قافیه اند و مصراع سوّم در شعر برخی از دوره ها
 بی قافیه است. بعضی رباعی ها بیت سوم قافیه دارد.
پیام اصلی شاعر،معمولاً در مصراع آخر می آید و سه مصراع دیگر مقدّمه ی سخن شاعر
 است.
درون مایه و موضوع رباعی:عاشقانه و عارفانه یا فلسفی است.
رباعی،مناسب ترین قالب برای ثبت لحظه های کوتاه شاعرانه است. 

نمونه هایی از شعرهایی که در قالب رباعی سروده شده است :
هنگام   سپیده دَم  مرغِ  سحری / دانی که چرا همی کند نوحه گری ؟
یعنی که نمودند  در آیینه ی صبح  / کز عمر شبی گذشت و تو بی خبری (خیّام نیشابوری)

تفاوت دوبیتی و رباعی :
 دوبیتی با یک « هجای کوتاه »  و رباعی با یک  « هجای بلند » آغاز می شود.

شکل قالب  رباعی  :  
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ  *                      ــــــــــــــــــــــــــــــــ *
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ                           ــــــــــــــــــــــــــــــــ *

*شاعرانی که درآثارشان،بیش تر از این قالب شعری استفاده کرده اند:
خیّام(قرن 5)،عطّار (قرن 6)،مولوی (قرن 7)،بابا افضل کاشانی

                                                             

 

منبع اصلی مطلب : مذهبی
برچسب ها : قافیه ,قالب ,گویند ,مصراع ,کلمه ,شعری ,قالب شعری ,شعری استفاده ,استفاده کرده ,مانند غزلیّات ,زبان فارسی ,نهاد اجباری شناسه
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پولوم : نکات مهم فارسی هفتم جهت مطالعه شما در امتحانات ترم اول